الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
20
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اين حساب طرد جنيّان بوسيلهء پرتاب تيرها و شهابهاى آسمانى نوعى لطف و عنايت نسبت به آنان مىباشد . « فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا » يعنى : هنگامى كه جنّيان براى شنيدن قرآن خدمت پيامبر حضور يافتند ، برخى از آنان به ديگران گفتند : ساكت باشيد تا به قرائت قرآن گوش فرا دهيم ، تا چيزى مانع شنيدن صداى قرآن نشود . « فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ » و پس از آنكه پيامبر ( ص ) از قرائت قرآن فراغت يافت جنّيان بسوى قوم خود بازگشتند در حالى كه آنان را اندرز مىدادند ، و در صورت ايمان نياوردن آنان را از عذاب الهى مىترساندند . « قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى » منظورشان از اين كتاب قرآن است . « مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ » يعنى : كتابهايى را كه قبل از قرآن آمده است تصديق مىكند . « يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ » يعنى : بسوى دين حق رهبرى مىكند ، و مردم را بدان دعوت مىنمايد . « وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ » و براهى مستقيم دعوت مىنمايد كه سالك اين راه را به بهشت مىرساند . داستان جنّيان از نظر روايات : از زهرى روايت شده است هنگامى كه ابو طالب ( ع ) وفات نمود كار بر رسول خدا ( ص ) بسيار سخت شد ، رفت كه در طائف اقامت كند به اميد آنكه مردم طائف او را پناه دهند ، حضرت سه نفر از آنان را ديد كه از بزرگان طائف بودند و برادرانى بودند به نامهاى عبد يا ليل و مسعود و حبيب فرزندان عمرو ، حضرت وضع خود را براى آنان تشريح فرمود ، يكى از آنان گفت : من پردهء خانهء كعبه